جکسون پالمر در مقابل اسپایک لی: "بالذات ذاتاً راست" یا "شورش دیجیتال"؟

1400/04/25 56
جکسون پالمر در مقابل اسپایک لی: "بالذات ذاتاً راست" یا "شورش دیجیتال"؟

دیروز در یک موضوع سرگرم کننده توییتر ، جکسون پالمر ، خالق مشترک Dogecoin بار دیگر تأکید کرد که علاقه ای به شرکت در رمزنگاری ندارد ، با این استدلال که این فناوری"ذاتا جناح راست است". دیروز همچنین در یک تقارن بین عصرها ، فیلمساز افسانه ای و طرفدار سیاه پوستان ، اسپایک لی ، رمزنگاری را به عنوان"عصیان دیجیتال"علیه یک سیستم مالی که به لحاظ تاریخی مردم رنگارنگ و زن را تحت فشار قرار داده است ، ستایش می کند. او این کار را در تبلیغات شرکت خودپرداز رمزنگاری Coin Cloud انجام داد.

این بحثی است که به زودی هیچ کس نمی تواند آن را به طور قطعی حل کند. اما در پس آن یک س biggerال بزرگتر و جالبتر وجود دارد: آیا فناوری حتی می تواند یک تعصب سیاسی داشته باشد؟

این مسئله سخت است که سرتان را بچرخانید ، اما تفاوت در شکل و محتوا در قلب آن است. . فرم یک نقاشی ، به عنوان مثال ، یک مربع نقاشی شده است که به دیوار آویزان است ، در حالی که محتوای آن تقریباً در هر چیزی است. بحث را پانصد سال به عقب برگردانید و شما می شنیدید که پالمر و لی در حال بحث و جدال در مورد اینکه آیا فن آوری آویز بوم نقاشی شده به دیوار ذاتاً اقتدارگرا بوده است - ممکن است کمی احمقانه به نظر برسد ، اما هنوز هم مورد بحث مورخان و هنر است منتقدان.


یک سنت فکری کامل وجود دارد که بر تجزیه و تحلیل تعصب داخلی فن آوری های مختلف ، به ویژه ابزارهای ارتباطی متمرکز است (و رمزنگاری در واقع یک فن اوری ارتباطات). دانشمندان این بحث را از 370 قبل از میلاد دنبال می کنند ، زمانی که افلاطون در"Phaedrus"استدلال کرد که تکیه بیش از حد بر نوشتن تأثیرات اجتماعی منفی دارد ، از جمله تضعیف خاطرات مردم. این بحث واقعاً در اواسط قرن بیستم آغاز شد ، هنگامی که انقلاب رسانه های پخش و الکترونیک باعث شد دانشمند مارشال مک لوهان اعلام کند که"رسانه پیام است"- که شکل یک فناوری ارتباطی تأثیر اجتماعی آن را بسیار بیشتر از محتوا.

مک لوهان در تحلیل خود از چاپخانه ظریف ترین نکات خود را بیان کرد. معمولاً به ما یاد داده می شود که آن اختراع را دروازه ورود به دوره جدید سواد توده ای ، اصلاحات پروتستان و حتی ظهور دموکراسی بدانیم. اما مک لوهان استدلال کرد که شکل چاپ باعث ایجاد طرز تفکر خطی و منطقی خاصی می شود که راه را برای سرمایه داری مدیریتی به همان اندازه یا بیشتر از ارتقا democracy دموکراسی هموار می کند.

این خطای دسته بندی شده توسط پالمر را برجسته می کند و برخی دیگر از منتقدان از جمله محقق دیوید گولومبیا. در موضوع خود ، پالمر استدلال می کند که رمزنگاری به طور کلی"توسط یک کارتل قدرتمند از افراد ثروتمند کنترل می شود"با"ارتباطات سایه دار". من همچنین از دستکاری ظاهراً بی وقفه در سیستم های رمزنگاری توسط بازیگران بد متنفرم ، اما این ادعایی در مورد محتوای این سیستم ها است در حالی که نتیجه گیری پالمر مبنی بر اینکه"ارز رمزپایه یک فن آوری ذاتی جناح راست است ، فوق سرمایه داری"در مورد شکل آنهاست.


همانطور که مک لوهان استدلال کرد ، هیچ خط مستقیمی برای اتصال این دو وجود ندارد. یک سیستم یا فناوری را می توان برای منافع قدرتمندان دستکاری کرد بدون اینکه لزوماً"ذاتاً بیش از حد سرمایه داری باشد". یک استدلال خوب وجود دارد که رمزنگاری به دلیل مقاومت در برابر مقررات و مالیات ، به افرادی که قبلاً قدرت دارند قدرت می بخشد ، اما می توان استدلال های مشابهی را برای بیشتر نوآوری هایی که قدرت انسان را گسترش می دهند ، مطرح کرد. نخبگان موجود معمولاً روشهایی را پیدا می کنند که نوآوری را به اهداف خود برگردانند ، تعصبی که می توان گفت بیش از هر نوآوری تکنولوژیکی در تمدن بشری ایجاد شده است.

"من فکر می کنم [پالمر] جنگل درختان را از دست می دهد ،"می گوید The Blockchain Socialist ، یک مدافع رمزنگاری که میزبان پادکست اختصاص داده شده به برنامه های چپ چپ فناوری بلاکچین است."عناصر جناح راست در آرایش فعلی فضا وجود دارد ، اما اگر او هنوز هم خود را"سوسیالیست متمایل"توصیف می کند ، مطمئناً او باید به توانایی های بنیادی برای ایجاد تغییرات سیاسی [مانند] از طریق DAOs [غیرمتمرکز سازمانهای خودمختار] برای تسهیل مدیریت دموکراتیک عوام دیجیتال."

الکس گلدشتاین از دیده بان حقوق بشر بر روی پتانسیل عنصر عمیق شکل فناوری رمزنگاری متمرکز شده است: عدم قابلیت اطمینان. بسیاری از دولت های اقتدارگرا در سراسر جهان از طریق محدودیت های مالی بر جمعیت خود کنترل می کنند. همان فناوری که کلاهبرداری ها و دستکاری هایی را که از پالمر متنفر است ، امکان پذیر می کند ، همچنین راهی برای رفع این محدودیت ها ، چه برای بقای اساسی و چه برای بودجه غیرمتمرکز جنبش های مقاومت ، ارائه می دهد.

پیام حامی رمزگذاری اسپایک لی ، گرچه در یک سطح احساسی متراکم (یا سیراب) می شود ، اما در نهایت به جای محتوای آن ، بیشتر به شکل فناوری مالی متمرکز شده است. در نقطه دو دقیقه ای Cloud Coin ، لی با تأکید بر سفیدپوستی چهره های موجود در ارز ایالات متحده و فریب دادن سیستم گسترده تر"که به طور منظم"مردم رنگین پوست و زنان را تحت فشار قرار می دهد ، اعلام می کند که"پول قدیمی ... کاملاً شکسته است". >

نکات مشابه توسط Isaiah Jackson ، نویسنده کتاب"بیت کوین و آمریکای سیاه"به طور عمیق بررسی شده است. استدلال جکسون به روشی متمرکز است که فناوری متمرکز سیستم بانکی قدیمی به بی عدالتی سیستمی منجر شده است ، به لطف کیفیت ذاتی آن در تمرکز قدرت در دست بانکداران. این بانکداران ، که اکثراً بخشی از طبقه حاکم سفیدپوست آمریکایی هستند ، از قدرت متمرکز خود برای استفاده از روشهایی مانند خط کشی مجدد استفاده کرده اند ، که به طور واقعی تفکیک مسکن را تا دهه 1990 ادامه داد و در این میان منبع عظیم ثروت نسبی را از جامعه سیاه پوستان ربود. در اصل ، جکسون استدلال می کند که با توجه به تاریخ ، یک فناوری که ذاتاً توسط قدرتمندان کنترل نمی شود ، یک گزینه جذاب برای افراد حاشیه نشین است. بسیار مهم ، این استدلال حتی اگر ادعاهای پالمر در مورد تأثیر و دستکاری افراد قدرتمند نیز صحت داشته باشد. تقریباً همانند دستگاه چاپ ، قدرت تحول آفرین شبکه های بلاکچین بسیار عمیق است و نمی تواند در کنار هر طیف سیاسی معاصر ، به ویژه در اوایل تکامل خود قرار گیرد.

رمزنگاری حاوی انبوهی است ، برای بهتر و بدتر. این یک چیز جدید در جهان است ، و عواقب آن عمیق و اغلب حتی به طور مستقیم متناقض خواهد بود. رد این پیچیدگی شاید یک موضع سیاسی جسورانه باشد تا یک قدم برداشتن از کار مداوم چوپانی سیاست در دوره ای از نوآوری های بی وقفه.

بالا